محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
960
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
حارة محلّلهء ملطفهء مجفّفه براى زيادتى تسخين و تحليل و تلطيف و تجفيف و روغن كل سرخ و سفرجل و حنا و مورد براى تقويت و امّا مركّبه از هر سه نوع مانند تركيب حار يا بارد و يا هر دو با مقوى بحسب حاجت از زيادتى و كمى و تساوى مانند دهن لبوب سبعه براى وجع راس و اذن حادث از مرهء سودا و جذام و ماليخوليا و اما ادهان مركّبه از قواى ادويه حاره نافعند مر امراض بارده را مانند قسط و ناردين و ساذج و وج و اذخر و ابهل و اشنه و سليخه و اسارون و زنجبيل و عاقرقرحا و مر ماحوز و سنبل الطّيب و سعد و قردمانا و مرزنجوش و سنبل رومى و مرمكّى و قرنفل و جوزبوا و ميعه و زعفران و مانند اينها و كاه تكرار كرده مىشود مقدار ادويه را بر مقدار واحد از روغن براى زيادتى و اجتماع تقويت و كاه بالعكس براى تضعيف و قلت حاجت و كاه ادويه را بعد از آنكه جوشانيده و صاف نموده باشند ثانيا براى استقصاء و استخراج قواى انها در آب طبخ ميدهند و صاف كرده اضافهء آب اوّل مينمايند و يا آنكه جوشداده مىشود با ادويهء قابضهء مانعه از عرق مانند مورد و كل سرخ و به و كل نار و مانند اينها و يا آنكه با ادويه مقويّهء مواد حارّه و بارده مانند برك مورد و امله و كل شقايق و پرسياوشان و سنبل الطيب و سعد و تخم چغندر و مازو و هليلهء كابلى و برك كنار و مانند اينها و كاه حل كرده مىشود اجرام بعض ادويه حاره در ادهان مركبّه كه اجرام ادويه در انها داخلست مانند جندبيدستر و افربيون و زعفران و مرمكى و زنجبيل و عاقرقرحا و فلفل و مانند اينها و تمريخ كرده مىشود بانها از براى فالج و استرخا و شخوص و ساير اعلال بارده و مانند عنبر و مشك و زعفران و عود هندى و قرنفل و دارچينى و مصطكى و جوزبوا و افاويه طيبه كه حل كرده ميشوند در ادهان طيبه براى علل بارد اعضاى رئيسه و آلات تناسل و رحم و امّا دستور طبخ انها آنست كه ادويهء مفردهء انها را جداجدا جيّد تازهء خالص صافى بيغش كرفته آنچه كوبيدنى است نيم كوفته وزن كرده درهم نموده مجموع را در آب كرم آن مقدار كه دو انگشت بالاى آن آيد اكر چهار وزن كل ادويه باشد بهتر است يك شبانه روز بخيسانند پس باتش ملايم بجوشانند تا بثلث رسد و بدست ادويه را نيكو بمالند و بفشارند و بپالايند و با وزن آب پالوده هر روغنى كه مناسب دانند باز بجوشانند تا آب رفته روغن بماند و آنچه از ادويه كه جرم انها كثيف باشد بايد كه مبالغه كرده شود در طبخ انها بدين طريق كه ساعت بساعت اندكاندك آب كرم در آن داخل نمايند تا اتمام نضج پس از آتش بركرفته بپالايند و بدستور مرتّب نمايد و آنچه اجزاى انها بسيار لطيف باشد در ظرف چينى يا شيشهء ضخيم بدستور يك شبانه روز بخيسانند پس در آن ظرف را قدر مضاعف در ديكى كه تا نيمهء آن آب باشد بكذارند و بجوشانند باتش زغال و هيمهء بسيار خشك كه دود نداشته باشد بملايمت تا بثلث رسد پس ماليده و صاف كرده روغن داخل نموده در شيشه و يا ظرف ديكر كرده بدستور در همان قدر بجوشانند تا روغن بماند و علامت افناى آب آنست كه ديكر جوش نخورد و غليان نكند و بعضى كفتهاند كه امتحان روغنى كه در آن عقارب و غيرها طبخ ميدهند آنست كه خلالى را در آن فروبرند و باتش بدارند اكر آن روغن كه بر خلالست جوش خورد هنوز آب دارد و الا به زودى فرود اورند كه سوخته نكردد و در شيشهء محفوظ نكاه دارند و بدانكه اكثر ادهان مركبّه مانند دهن الاس و ابهل و اسقيل و اشنه و افاويه و افسنتين و فرفيون و ارز و كلكلانج در اهليلج و بلادر و ثوم و جنطيانا و چوبچينى و زعفران كه دهن الخلوق نامند و سوسن و قسط و وج هريك در رسوم خود ذكر يافت و مييابد ان شاء اللّه تعالى فصل در بيان [ نسخ ] ادهان مركبّه دهن البان المركب خواص و منافع اين روغن زياده از دهن البان الساذجست مقوى دماغ و قلب است و مليّن صلابات عصب و نافع است از براى فالج و استرخا و لقوه و رعشه و در وى قبض و جلا نميباشد و نافعست از براى برش و غش و بهق و كلف و اثار قروح و شقاقى كه در زمستان از اثر سردى هوا حادث شود و در بسيارى از امراض كه از برودت و رطوبت حادث شده باشد مستعمل است و بدن را خشبو كند صنعت آن بكيرند روغن بان ساده ده رطل و در نسخهء ديكر ده من است و اين نسخه اصحّ است و در ديك سنكى كنند و ده رطل كل سرخ تازه منزوع الاقماع را بكوبند و در آن روغن اندازند و بجوشانند آن را باتش ملايم و سر آن را بپوشند و سه روز آن را واكذارند پس بپالايند آن را بخرقهء كتانى و باز در ديك كنند و ثفل آن را نكاه دارند پس بكيرند بسباسه چهار رطل و نيم كوفته در آن روغن بريزند و بجوشانند و سر آن را بكيرند و سه روز ديكر نكاه دارند و بپالايند و روغن را باز در ديك كنند و ثفل آن را نكاه دارند و بدستور مذكور چهار رطل جوزبوا نيم كوفته در آن روغن اندازند و طبخ نموده سر آن را بپوشند و سه روز ديكر نكاه دارند پس بپالايند و ثفل آن را نكاه داشته روغن را باز در ديك كنند و قرفه چهار رطل و نيم كوفته در آن اندازند و بدستور مذكور طبخ نموده سرش را پوشيده سه روز ديكر نكاه دارند پس بپالايند و روغن را در ديك كرده ثفلش را نكاه دارند و بدستور مذكور سه رطل قرنفل نيم كوفته در آن كنند و بدستور معهود بعد از طبخ و پالودن و ثفلش نكاه داشتن نيم رطل كبابهء چينى به همان عمل سابق داخل روغن كنند و بعد از طبخ و كذاشتن سه روز و پالودن روغن را در ديك كرده در هر يكمن نيم رطل صندل سفيد مقاصرى سوده داخل كنند و بعد از طبخ و سه روز كذاشتن و پالودن عود هندى نيم كوفته داخل كرده طبخ نمايند و يك هفته بكذارند پس بپالايند و حلّ كنند در آن روغن عنبر اشهب بيست مثقال و صافى نموده پس حلّ كنند در آن مشك تبتى خالص و باز بپالايند و بعضى بعد از اين ده مثقال عطر كلاب و از هريك عطر صندل و عطر عود هندى و عطر حصى لبان و عطر فتنه پنج مثقال داخل ميكنند و جميع اثفال را كه نكاه داشتهاند قدرى عنبر و مشك و عطرهاى مذكوره داخل كرده علىحده نكاه دارند و روغن را علىحده در شيشهاى خود و سر آن را محكم بندند و در وقت حاجت به كار برند و اثفال را غاليه و دهن را دهن غاليه نامند دهن البان المركبّ المطيب به نسخهء ديكر صنعت آن بكيرند روغن بان كه استخراج كرده باشند از لبان چنانچه استخراج كرده مىشود روغن مغز بادام هر قدر كه خواسته باشند پس بكيرند قرنفل جوزبوا و ورد سنبل الطيب و همه را نيم كوفته بخيسانند در كلاب آن مقدار كه از روى دواها بركردد و بكذارند دو شبانه روز پس باتش ملايم بجوشانند تا آنكه قوت ادويه باب باز داده شود و اضافه نمايند بانعرق فالوذج و آن رجل الحمام است و معروف است بساق الحمام و آن قسمى از هوجوه است آن مقدار كه رنكين كند آن را پس بپالايند آن را و مخلوط كنند بروغن بان مذكور و بر آتش اخكر ملايم بكذارند و بجوشانند تا آب برود و روغن بماند پس بپالايند و در شيشه نكاه دارند و كاهى اين روغن را به صورت ديكر مرتّب ميسازند و آن آنست كه حوايج را نيم كوفته در روغن مذكور داخل كرده چهل روز در افتاب ميكذارند [ دهن البابونج به نسخهء يحيى بن جزله ] دهن البابونج به نسخهء يحيى بن جزله كفته كه اين روغن كرم است باعتدال و خشكست و دردها ساكن كند و تشنج اعضا را نافع است و موضعى كه بهم كشيده سرخى آنست و بادها را طرد كند صنعت آن روغن كنجد بيست اوقيه حلبه بابونه شسته و خشك كرده آن را دو اوقيه در شيشه كرده چهل شبانه روز در افتاب كذارند پس استعمال نمايند [ دهن البزور ] دهن البزور بارد رطب است براى صداع حار و سرسام و خشكى دماغ نافع صنعت آن تخم كدو تخم خيارين مغز بادام شيرين كنجد همه مقشر تخم كاهو تخم خشخاش سفيد اجزا را